![]() |
![]() |
|
| تنها تو را دوست میدارم |
|
پرستو خدا رو شکر میکنم که برگشتی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 22:7 توسط بهنام |
|
|
نفس در سينه زندانيست ـ چو روز آيد بچشمم دختر خورشيد، بيمارست ـ شبانگه در نگاه من عروس ماه؛ رنجورست ـ تمام شهر، گورستان وهم انگيز ـ سراسر خانه ها آرامگاه سرد و متروكست ـ فضا انباشته از بوي تند سدر و كافورست و هر جا ديده ميچرخد ـ چراغانست اما در نگاه من ـ چراغي بر سر گورست. شبانگه اختران بر آسمان، چون آبله بر روي بيمارند ـ و ابري تيره چون مه را فرو پوشد ـ بخود گويم كه چشم آسمان كورست . سحرگاهان بگوشم صحبت گنجشكها چون آيه مرگست نگاه هر كبوتر بر لب ديوار ميگويد: ـ درخت عمر تو بي بار و بي برگست تنت در قلعه ديو سياه مرگ، محصورست
در آن دم همره بانگ خوش پير مناجاتي، دو لرزان دست را بر آسمان گيرم و نوميدانه با آواي محزوني سلامت از خدا خواهم ولي در عمق جانم آشناي ناشناسي ميزند فرياد: كه راهم تا سواد تندرستي، ايمني، فرسنگها دورست
خداوندا ! سرم سنگين، دهانم تلخ، چشمم بي نورست نفس در سينه زندانيست بچشمم دختر خورشيد بيمارست و ماه آسمان پيرست، رنجورست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 23:2 توسط بهنام |
|
دير گاهي است در اين تنهايي رنگ خاموشي در طرح لب است. بانگي از دور مرا مي خواند، ليك پاهايم در قير شب است. *** رخنه اي نيست در اين تاريكي: در و ديوار بهم پيوسته. سايه اي لغزد اگر روي زمين نقش وهمي است ز بندي رسته. *** نفس آدم ها سر بسر افسرده است. روزگاري است در اين گوشه پژمرده هوا هر نشاطي مرده است. *** دست جادويي شب در به روي من و غم مي بندد. مي كنم هر چه تلاش، او به من مي خندد. *** نقش هايي كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود. طرح هايي كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود. *** دير گاهي است كه چون من همه را رنگ خاموشي در طرح لب است. جنبشي نيست در اين خاموشي: دست ها، پاها در قير شب است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 22:58 توسط بهنام |
|
|
دلم بدجوری هواتو کرده دلم بدجوری هواتو کرده
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 22:52 توسط بهنام |
|
|
تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 22:42 توسط بهنام |
|
من اگر روح پريشان دارم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 22:41 توسط بهنام |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
عاشق تنها آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
88/01/01 - 88/01/31 87/09/01 - 87/09/30 |
| آرشیو موضوعی |
|
من وتو ما شویم |
|
RSS
|